خرید بک لینک
دست ها ...سفیران ِ صلح اند .

برچسب: نویسنده: الینا اکبری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 22:46

دستانت را

در جیب هایش پنهان می کند.

کسی که زبانش را

در اولین سطرِ بودن

به دخترک لالی

هدیه داد.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر ۱۳۹۶ساعت 17:45 توسط زهرا |

برچسب: نویسنده: الینا اکبری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 22:46

تاریکی را

به جا لباسی می آویزم

تا یاد تو را

به تن کنم.

برچسب: نویسنده: الینا اکبری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 22:46

و کجاست

آن کس که در این تاریکی

قدر ِ یک گام سکوت

راه را

بر دل ما

هموار کند؟

همزمانی تولد این واژه ها با گریستنی آرام در تاریک ترین جای دل ....

+ نوشته شده در شنبه دهم تیر ۱۳۹۶ساعت 3:31 توسط زهرا |

برچسب: نویسنده: الینا اکبری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 22:46

داشتم فکر می کردم : هرکس زندگی ام رو از بیرون ببینه تصور می کنه همه چیز گل و بلبله . غافل از اینکه برگ های این گل خیلی وقته ریخته و بال های اون بلبل هم خیلی وقته آویخته ! البته ناگفته مشخصه که من خوشحال و راضی ام از تلاشی که در جهت زیباسازی این زیستن کرده ام و اگر زیبا می بینن و بلبل و گل و... خوبه.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا اکبری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 22:46

چرا وقتی میگم می خوام جسدم سوزانده بشه با چشم هایی خالی نگاهم می کنه؟ بعدشم میگه خیلی خب ، بسه! مگه غیر از اینه که اون جسم ِ جسد شده برا منه؟ بله بله ! می دونم . درسته اون زمان دیگه من ی وجود نداره . اما من الان دارم راجع به تنی حرف می زنم که منم ..و خب حالا چند وقت ِ دیگه می خواد بشه جسد. دوست دارمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا اکبری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 22:46

نشستن مقابل اندام تو

و تکرار ذکر چشمانت

پاک ترین نیایشی ست

که در محراب آلوده ی جهان

می توان انجام داد.

یک عاشقانه - عارفانه ی کوتاه.

( من شعرهایی کوتاه تر از عمر خود می گویم)

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 16:47 توسط زهرا |

برچسب: نویسنده: الینا اکبری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 22:46

چیزی نیست . کسی نیست . آنچه هست تاریکی ِ قطور و ممتدی ست که فقط تنهایی می تواند آن را دوام آورد و سکوت .

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر ۱۳۹۶ساعت 12:37 توسط زهرا |

برچسب: نویسنده: الینا اکبری تاريخ: دوشنبه 5 تير 1396 ساعت: 5:47

در دورانی که شبکه های اجتماعی همچون اینستاگرام و... باسرعت سرسام آوری رو به ازدیادند ..ساخت وبلاگ و نوشتن در این گوشه ترین دنج جهان شاید کمی خارج از هنجار باشد .چه باک ؟ حول و حوش سه ماه در اینستاگرام فعالیت کردم اما هربار از خودم پرسیدم چه چیزی باید با دیگران به اشتراک بگذارم ؟ چه حرفی هست که به گادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا اکبری تاريخ: دوشنبه 5 تير 1396 ساعت: 5:47

اگر به تناسخ اعتقاد داشتم دلم می خواست در زندگی بعدی " نادر فارابی " باشم .

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر ۱۳۹۶ساعت 21:17&nbsp توسط زهرا |

برچسب: نویسنده: الینا اکبری تاريخ: دوشنبه 5 تير 1396 ساعت: 5:47

اگر همه چیز طبق واژه ها پیش می رفت ...می شد برای این دو روز با او باشم

و شب ها بریم پیاده روی و " تهران رو کلافه کنیم ". اما نشد .

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر ۱۳۹۶ساعت 2:56 توسط زهرا

برچسب: نویسنده: الینا اکبری تاريخ: دوشنبه 5 تير 1396 ساعت: 5:47

صفحه بندی