برچسب:
نویسنده: الینا اکبری
در جیب هایش پنهان می کند.
کسی که زبانش را
در اولین سطرِ بودن
به دخترک لالی
هدیه داد.
برچسب:
نویسنده: الینا اکبری
به جا لباسی می آویزم
تا یاد تو را
به تن کنم.
برچسب:
نویسنده: الینا اکبری
آن کس که در این تاریکی
قدر ِ یک گام سکوت
راه را
بر دل ما
هموار کند؟
همزمانی تولد این واژه ها با گریستنی آرام در تاریک ترین جای دل ....
برچسب:
نویسنده: الینا اکبری
برچسب:
نویسنده: الینا اکبری
برچسب:
نویسنده: الینا اکبری
و تکرار ذکر چشمانت
پاک ترین نیایشی ست
که در محراب آلوده ی جهان
می توان انجام داد.
یک عاشقانه - عارفانه ی کوتاه.
( من شعرهایی کوتاه تر از عمر خود می گویم)
برچسب:
نویسنده: الینا اکبری
چیزی نیست . کسی نیست . آنچه هست تاریکی ِ قطور و ممتدی ست که فقط تنهایی می تواند آن را دوام آورد و سکوت .
برچسب:
نویسنده: الینا اکبری
برچسب:
نویسنده: الینا اکبری
اگر به تناسخ اعتقاد داشتم دلم می خواست در زندگی بعدی " نادر فارابی " باشم .
برچسب:
نویسنده: الینا اکبری
و شب ها بریم پیاده روی و " تهران رو کلافه کنیم ". اما نشد .
برچسب:
نویسنده: الینا اکبری